کشاورزی

گروه کشاورزی نوین کشت دورچاک با هدف ارایه خدمات کشاورزی نوین به اهالی روستای دورچاک و گسترش هرچه بیشتر کشاورزی روستا افتتاح گردید.

این گروه با توجه به چالش کم آبی که تقریبا در سراسر جهان یکی از چالش های بزرگ پیشروی بشر است در نظر دارد تا با ارایه طرح های نوین بر اساس علم روز در گسترش هرچه بیشتر کشاورزی روستای دورچاک و در نتیجه آبادی روستا قدمی هرچند کوچک بردارد و این هدف محقق نخواهد شد مگر به یاری اهالی محترم دورچاک.

 

لیست عروسی ها

تصاویر زیبا از دورچاک

دورچاک 22 بهمن 1393

دورچاک 23 بهمن 1393

 

فهم و درک

برای کسی که

میفهمد

هیچ توضیحی لازم نیست

و

برای کسی ک نمی فهمد

هر توضیحی اضافه است

انانکه میفهمند

عذاب می کشند

و

آنانکه نمی فهمند

عذاب می دهند

 

مهم نیست

که چه "مدرکی" دارید

مهم اینه که:

چه "درکی" دارید

 

مغز کوچک

و دهان بزرگ

میل ترکیبی بالایی دارند

 

کلماتی که

از دهان شما بیرون می آید

ویترین فروشگاه شعور شماست

 

پس

 

وای بر جمعی

که لب را

بی تامل وا کنند

چراکه

کم داشتن و زیاد گفتن

مثل

نداشتن و زیاد خرج کردن است!

 

پس نگذارید

زبان شما

از افکارتان جلو بزند!!!

 

"پرفسور سمیعی"

پرواز

به پادشاهی دو شاهین کوچک هدیه کردند و پادشاه آن دو را به مربی پرندگان دربار سپرد تا برای شکار تربیتشان کند.

پس از چندی مربی پرندگان گزارش داد که یکی از شاهین ها بخوبی پرواز می کند و تمام آموزشها را فراگرفته است.

اما دیگری از همان روز نخست بر شاخه درخت نشسته و هرگز پرواز نمی کند.

کنجکاوی پادشاه را برانگیخت و دستور داد تا حکیمان دربار چاره ای کنند. پس از آنکه پزشکان و درباریان از چاره اندیشی عاجز ماندند دستور داد تا در شهر اعلام کنند ک هرکس موفق به درمان شاهین شود پاداش شایسته ای دریافت خواهد کرد.

روز بعد گزارش دادند که شاهین کوچک مانند دیگر پرندگان در باغ پرواز می کند. پادشاه کسی را که موفق به پرواز دادن پرنده شده بود احضار کرد.

شاهین

دهقان ساده دلی بحضورش آوردند، از او پرسید:

" چگونه موفق به انجام این کار شدی؟"

دهقان گفت: " بسیار ساده، شاخه درخت را بریدم شاهین فهمید که بال دارد و می تواند پرواز کند".

 

کدام شاخه ها قدرت پرواز و اوج گرفتن را از ما سلب کرده اند؟

تفکراتمان؟

تجربیاتمان؟

 پرواز زیباست، پرواز را بخاطر بسپار

کلام بزرگان...

دو واقعیت فقر فرهنگی!

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

چارلی چاپلین:

  من هرقدر باکار طنز کوشش کردم تا مردم "بفهمند" اما آنها فقط "خندیدند"!

 

امام سجاد(ع):

  پدرم با برترین مردان زمان خویش در خون غلطید تا مردم"بفهمند" اما آنان فقط "گریه کردند" !

 

زمستان زیبای روستای دورچاک

ای دورچاک

ای خاک قشنگم

روی زیبای تورا دیدم و زیبا شدم

 

ادامه تصاویر در ادامه مطلب

 

سنگ تمام...

"..."

آدمها برای هم سنگ تموم میذارن

و برای این کار ازهم سبقت می گیرند

بعد با کلی دسته گل و القاب زیبا

مراسم سوم و هفتم برگزار می کنند...

دوستان ،آشنایان و دشمنان عزیز و دوستداشتنی من

من سنگ تموم نمی خوام

لطفا دسته گلهای محبت آمیز خودرا

هرچه زودتر(تاکید میکنم قبل از مرگم) برایم ارسال نمایید.

 

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net
من نمی خواهم که بعد از مرگ من افغان کنند
دوستان گریان شوند و دیگران نالان کنند
من نمی خواهم که فرزندان و نزدیکان من
ای پدر جان ! ای عمو جان! ای برادر جان کنند
من نمی خواهم پی تشییع من خویشان من
خویش رااز کار وا دارند و سرگردان کنند
من نمی خواهم پی آمرزش من قاریان
با صدای زیر و بم ترتیل الرحمن کنند
من نمی خواهم خدا را گوسفندی بیگناه
بهر اطعام عزادارن من قربان کنند
من نمی خواهم که از اعمال نا هنجار من
ز ایزد منان در این ره بخشش و غفران کنند
آنچه در تحسین من گویند بهتان است و بس
من نمی خواهم مرا آلودۀبهتان کنند
جان من پاک است و چون جان پاک باشد باک نیست
خود اگر ناپاک تن را طعمۀ نیران کنند
در بیابانی کجا از هر طرف فرسنگهاست
پیکرم را بی کفن بی شستشو پنهان کنند

حبیب یغمایی

وقتی دل سودایی...

 

وقتي دل سودايي مي‌رفت به بستان‌ها
بي خويشتنم کردي بوي گل و ريحان‌ها
گه نعره زدي بلبل گه جامه دريدي گل
با ياد تو افتادم از ياد برفت آن‌ها
اي مهر تو در دل‌ها وي مهر تو بر لب‌ها
وي شور تو در سرها وي سر تو در جان‌ها
تا عهد تو دربستم عهد همه بشکستم
بعد از تو روا باشد نقض همه پيمان‌ها
تا خار غم عشقت آويخته در دامن
کوته نظري باشد رفتن به گلستان‌ها
آن را که چنين دردي از پاي دراندازد
بايد که فروشويد دست از همه درمان‌ها
گر در طلبت رنجي ما را برسد شايد
چون عشق حرم باشد سهلست بيابان‌ها
هر تير که در کيشست گر بر دل ريش آيد
ما نيز يکي باشيم از جمله قربان‌ها
هر کو نظري دارد با يار کمان ابرو
بايد که سپر باشد پيش همه پيکان‌ها
گويند مگو سعدي چندين سخن از عشقش
مي‌گويم و بعد از من گويند به دوران‌ها

طعم خوش آزادی

 وقتی همه گره ها باز می شوند

دوستت دارم عشقم

وقتی تنها چشمانت کافیست تا آرامش پیدا کنم

دیگر نگران موج منفی دنیا نیستم

ای همه آرامش من

سخت مرا در آغوش چشمانت بفشار

که من تنها مجذوب آرامش توام

دوستت دارم عشقم

برداشت آزاد

داشتم به این فکر می کردم که :

چه هدفی برای خودم در نظر گرفتم و برای آینده خودم چه برنامه ای دارم؟

معیارهای اصلی برایم در زندگی چیست؟

چه چیز باعث تقویت روحیه و بالابردن سطح اعتماد به نفس من می شود؟

آیا معیارهای من مطابق با استاندارد های الهی است؟

از چه راهی می توان این معیارها را مورد سنجش قرار داد؟

هر چند جواب قطعی و قانع کننده ای برای خودم پیدا نکردم و مخم در گل خوابید ولی این امید در من همیشه زنده است که روزی طعم خوب زندگی را خواهم چشید.

بالاخره جواب این پرسشها را خواهم یافت و امیدوارم که این مهم دیر نشود.

 

عاشورادر دورچاک به روایت تصویر

برای دیدن عکسهای دیدنی از مراسم عزاداری اهالی دورچاک اینجا را کلیک کنید.

تماس با ما

شما می توانید از طریق آدرس ایمیل زیر با ما در تماس باشید و مطالب خودتان را برایمان ارسال نمایید.

mryeganeh@ymail.com

ماجرات انجام هرکاری را داریم.

بچه های دورچاک

شعری که تو را می خواند به عمق وجودت و تو را می خواهد و از تو یاری می خواهد برای آبادی این خاک بجنگ و نام خویش را در دل این خاک زنده نگهدار.

برای خوندن شعر به ادامه مطلب رجوع کنید.

ادامه نوشته

آسفالت؟؟؟

ای دورچاک

چه رویای درخشانی داشتی آن روزها که در شوق آسفالت کردن جاده ات چو کودکی تیزپا و خندان٬ دائما به این سو آن سو می پریدی.

چه عاشقانه بود نغمه های آسفالت٬آسفالت گفتند.

چه زیبا بود آن زمان که اولین دانه ی سیاه آسفالت بر پیکر خاکی جاده ات نشست و تو چو مادری که کودکش را در آغوش می گیرد او را در وجود خود به آغوش کشیدی و من دانه های اشک را برگونهایت دیدم که چون مرواریدی بر دامانت لغزیدند.

و تو اکنون در حسرت آنی که روزی تمام وجودت را آسفالت فرا گیرد و هرشب در رویای آسفالت چه مظلومانه به خواب می روی!

ای دورچاک

بیا و با این تن خاکی ات بساز و بگذار که در غوقای هر وسیله ای که از تو عبور می کند گردی از تو بر تن آنها به یادگار بنشیند٬ شاید هم روزی بیگانه ای از آنجا بگذرد و از خاک تو برای اهل خانه و خوانواده اش به سوغات ببرد.

 

3 تپه تاریخی روستای دورچاک در فهرست آثار ملی کشور ثبت شد.

خبرگزاری پانا : با هدف نگهداری و احیای تپه‌ها و محوطه های باستانی 10تپه و چهار محوطه باستانی استان قزوین در فهرست آثار ملی کشور ثبت شد.

به گزارش خبرگزاری پانا، بیرانوند مدیر کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان قزوین ضمن بیان مطلب فوق گفت : با توجه به اجرای حدود و مواد مربوط قانونی در خصوص حفظ آثار ملی با رعایت مقررات و آیین نامه اجرایی توانستیم در جلسه شورای سیاستگذاری ثبت کشور تعداد 14 تپه و محوطه تاریخی و باستانی ارزشمند استان قزوین را در فهرست آثار ملی کشور به ثبت برسانیم.

 

وی با اشاره به روند ثبت این آثار افزود: با به ثبت رسیدن این آثار ضمن رعایت حقوق مالکانه اثر، این آثار تحت نظارت، مراقبت و حمایت سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری قرار گرفته و هرگونه اقدام و عملیاتی که منجر به تخریب یا تغییر هویت آن باشد ممنوع بوده و مرمت و بازسازی اثر صرفا با تایید و نظارت این سازمان ممکن می‌باشد و در غیر این صورت تخلف از آن برابر مواد 558 لغایت569 از کتاب پنجم قانون مجازات‌های اسلامی تعزیرات و مجازاتهای بازدارنده، جرم محسوب شده و مشمول مجازات‌های قانونی خواهد بود.

 

مدیر کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان قزوین همچنین با اشاره به روند حفاظت این محوطه ها اظهار داشت: تعیین حریم آثار ثبت شده در راستای حفاظت و جلوگیری از ساخت و ساز غیرمجاز، انجام پژوهش‌های سیستماتیک باستان‌شناسی شامل کاوش، گمانه‌زنی، لایه‌نگاری، کارشناسی، ساماندهی و ... از برنامه های میراث فرهنگی می‌باشد که امیدواریم با انجام این شاخص‌ها بتوانیم در زمینه های علمی و باستانشناسی گام موثری برداریم .

 

بیرانوند همکاری و مشارکت مردم و مسئولین را در حفظ و نگهداری این آثار مهم خواند و گفت: با ثبت محوطه ‌ها و تپه های تاریخی به همکاری دستگاه‌های مرتبط استان و همراهی مردم برای حفظ، نگهداری و احیای این آثار غنی و ارزشمند نیازمند بوده و امیدواریم بتوانیم از این سایت‌های باستانی برای کشف لایه های پنهان تاریخ به خوبی بهرمند گردیم.

 

مدیر کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان قزوین تصریح کرد: استان قزوین به لحاظ تاریخی و باستانی یکی از سایت های مهم باستان شناسی کشور محسوب می شود و هم اکنون نیز با تهیه پرونده‌های مطالعاتی 10 تپه باستانی شامل باربند تله درالموت، بخش رودبار شهرستان، روستای کشکدره به شماره ثبت 29686 ، تپه کلام کول در الموت، بخش رودبار شهرستان، روستای فلار به شماره ثبت 29690، تپه کتکان در الموت، بخش رودبار شهرستان، روستای کَتَکان به شماره ثبت 29691، تپه وَگُلی در الموت، بخش رودبار شهرستان، روستای پَراچان به شماره ثبت 29693، تپه خرابه وجینک در الموت، بخش رودبار شهرستان، روستای کارَند چال به شماره ثبت 29694، تپه دِه میان در الموت، بخش رودبار شهرستان، روستای دورچاک به شماره ثبت 29696، تپه چخماق پُشته در الموت، بخش رودبار شهرستان، روستای دور چاک به شماره ثبت 29697، تپه نودهک در الموت، بخش رودبار شهرستان، روستای دور چاک به شماره ثبت 29698، تپه حسن سرا در الموت، بخش رودبار الموت، روستای زرآباد ، تپه کاسه گران در الموت، بخش رودبار الموت، روستای اندج و محوطه های تاریخی چار بَراران در الموت الموت ، بخش رودبار شهرستان، روستای صَفرین به شماره ثبت 29692، گورستان گنج کوله در الموت، بخش رودبار الموت، روستای شهرک، گورستان پس لات در الموت، بخش رودبار الموت، روستای شهرک، محوطه تاریخی کالفیان در الموت، بخش رودبار الموت، روستای آیین به ثبت رسیده که امیدواریم با ثبت این محوطه‌های باستانی و تاریخی بتوانیم بستر مناسبی را برای حفظ، احیای و نگهداری آنها فراهم نماییم.

برداشت محصول

این روزها فصل برداشت برنج فرارسیده و کشاورزان عزیز در تلاش برای برداشت محصول خود هستند. با توجه به عملکرد بالای ماشینهای برداشت امسال تعداد بیشتری از این ماشینها به چشم می خورد و به نظر می رسد که کم کم بخش کشاورزی در تولید برنج پیش به سوی مکانیزه شدن می رود که جای بسی شکر است.

ما هم امسال محصول خودمان را با کمباین درو کردیم و برخلاف سالهای گذشته که یک هفته طول می کشید تا کیسه های برنج را به موتور خانه برسانیم امسال تنها در یک روز تمام فرایند چیدن و خرمن کردن را به برکت وجود کمباین انجام دادیم. 

در پایان باید بگویم که با توجه به آب و هوای خوب امسال در فصل تابستان شخصا از عملکرد محصول در واحد سطح راضی بودم و از این بابت خداوند کریم و بخشنده را سپاس گزارم.

پاییز

در تنگنای زمان تابستان از حوصله سر رفت و پاییز دوباره جوشیدن گرفت،برگها دگر حوصله شاخه ها را ندارند و دست به دامان باد از ارتفاع درخت تا به سطح زمین می رقصند.

داسها چه بی رحمانه ساقه های برنج را نقش برزمین می کنند و کشاورزان در برداشت محصول خویش سخت در تلاشند و محصول شلتوک در انبار موتورخانه ها به استراحت می نشیند تا بار دیگر چرج موتور به گردش آید و کیسه ها مملوء از برنج شوند.

داستان زندگی هنوز در رگهای دورچاک ادامه دارد و مرگ گرچه گاهی به ما سر می زند و عزیزی را از ما می رباید اما زندگی اینجا پا برجاست...

درود بر شما.

جنبه انتقاد پذیری

چندی پیش در لابه لای مطالب وبلاگ از عملکرد دهیاری و شورای محل انتقاد نمودیم و به علاوه در حاشیه سایت از عزیزان نظر سنجی کردیم که گویا به مزاج آقایان خوش نیامد و پیامی برای ما فرستادند به این شرح:

آخه شما در حدی نیستی که هنوز بتونی بفهمی که شورا با دهیار دورچاک چه کارهایی کردند،سایت که برای دورچاک بازکردی در رابطه با عملکرد شورا و دهیار اظهار نظر کردی و تبلیغات منفی کردی به شرطی که مردش باشی به پاش وایستی از همین فردا استارت جواب از طریق قضایی زده می شود.

بنازم به این همه انتقاد پذیری و ما از این همه جنبه شگفت زده شدیم.

خاطرات یک غریبه...

آقا سعید از بچه های خوب و با صفای روستای کوهین، چند سالی هست که به دورچاک اومده و مشغول کاشی کاری و نماکاری ساختمان اهالی روستا است.سنگ کاری مسجد محل هم کار همین بنده خداست.

چندی پیش با هم آشنا شدیم که در این آشنایی چندتا از خاطرات خودشو برام تعریف کرد و من هم امروز برای شما تعریف می کنم.

خونه ی محمد علی بودم، داشتم کاشی آشپزخونشو می زدم ، وقت نهار شد یهو دیدم یه مرغ کامل و بریون آوردن سر سفره با کلی قاشق و چنگال. من که تاحالا باچنگال غذا نخورده بودم اومدم مثلا باکلاس بازی دربیارم که یهو چنگال از دستم در رفت و سر مرغ و گرفت و رفت رسید ته اتاق. یواشکی از سر سفره بلند شدم رفتم چنگالو برداشتم اومدم با دست افتادم به جون مرغ.

خونه یه بنده خدا بودم(اسم نمی برم) پسرش ازشهر کلی خربزه و وسیله دیگه براش آورده بود و گذاشته بود و رفته بود. من هم خیلی هوس خربزه کرده بودم یکم صبر کردم دیدم نه این آقا قصد نداره خربزه بیاره ما بخوریم.گفتم چه کار کنم این یاد خربزه بیوفته؟ یهو یه فکری به سرم زد بهش گفتم آنقولی چرا خر ،بزه؟ آنقولی هم با کمال خونسردی گفت:چرا چرتو پرت می گی ؟کارتو بکن.! آخرش به ما خربزه نداد که نداد...

آقا سعید دارای یک نوع بیماری اعصاب و روانه و به همین دلیل ۶ساله که هرچی در میاره خرج دوا و دکتر می کنه. این روزها و شبها که دست به دعا بر می دارید خواهشاً سید سعید سعیدی را فراموش نکنید و دعا کنید تا خداوند به او تنی سالم عطا کند.

خدایا:ما سعید را از بندگان تو دیدیم و راستی و درستی او را در ظاهرش یافتیم وما از تو می خواهیم تا او را شفا دهی و ما حکم می کنیم به ظاهر.

همش همین...

تصور کن که تمام دنیا مال توست و همه ی موجودات تحت فرمان تو هستند.

تو می دانی که یک روز به دنیا آمده ای و یک روز هم از دنیا خواهی رفت.

با دنیای خود چه کار می کنی؟

می خوری٬می خوابی و تفریح می کنی؟

تلاش می کنی٬آباد می کنی و به دیگران می بخشی؟

براستی چه می کنی؟

این دنیا مال تو است٬هر لحظه ی آن ثروتی است که از کفت می رود.

درست فکر کن و درست خرج کن.

هدفی برای خود انتخاب کن و برای رسیدن به آن تردید مکن.

نترس و امید داشته باش و هیچ گاه نا امید نشو.

خوب باش یا بد باش.

اگر خوبی٬برای همه خوب باش.

اگر بدی برای همه بد باش.

تکلیفت را با خودت مشخص کن.

یک رنگ باش و هر لحظه با یک صورتک ظاهر نشو.نقابها را بردار.

آنگاه اگر بد باشی و اگر خوب باشی لااقل می دانی که چه هستی و این یعنی آرامش.

احساس خوشبختی می کنی و در آرامش خواهی مرد.

همین...همش همین...

 

جوان روزت مبارک

امروز روز توست

روز جوان

تو ای جوان مراقی امروز را خوش باش

با اندیشه ای زیبا،مثبت و آینده ساز

امروز روز تولدی دیگر است

سرآغاز یک حرکت،یک شور و یک تصمیم

امروز عاشق شو و گلبولهای محبت را در رگهای هستی ات به جریان انداز.

روز جوان را به همه ی جوانان آینده ساز و باحال دورچاکی تبریک می گم.

قهرمان تکواندو دورچاک

سامان مراقی.

مقام سوم تکواندو در مسابقات تکواندو بوسنی و دارنده مدال برنز این مسابقات که در تاریخ ۱۶خرداد امسال برگزار شد.

سامان مراقی

امیدواریم تا در آینده نزدیک شاهد قهرمانی سامان مراقی باشیم.

نامه ی عاشقانه

نامه ی عاشقانه یک جوان دورچاکی به محبوبش که قبل از ازدواجشان برای او مشق کرده است.

اطلاعات نامه محرمانه می باشد از این رو بخشی از آن حذف شده است.

نامه را در ادامه مطلب بخوانید.

ادامه نوشته

الهی...

الهی به بذر محبت ،جوانه های شادی را بر شاخسار صداقت در زمین رفاقت دلم حاصل کن.


الهی آتش خشم را از نهال آرامش من دور بگردان و باران اشک را برآن افزون کن.


الهی نور خورشید ولایت را بر جوانه های افکارم بتابان و شبنم مهرت را در سحرگاه حضورت بر آن ارزانی بدار.


الهی هرزعلفهای هوس را به هرس لطفت از زمین دلم بیرون کن و به آب چشمه ی عشقت،زمین دلم را سیراب کن.

ای دورچاک...

ای دورچاک

در کشاکش روزهای بلند تابستان چگونه سپری خواهی کرد روزگار غریبی خویش را؟ و در این غربت آه خویش را در دوری از یارانت در آغوش چه کسی گریه خواهی کرد؟.

ای دورچاک

تنهایی دل شکستگان تنها دل را که در کنج اتاق گلی خویش چشم انتظار رسیدن فرزندان خویش هستند، چگونه بر دوش خواهی کشید؟

ای دورچاک

چشمه هایت خشک گشتند و دشتهایت درعطش، اما دلت همچنان سیراب است و امید چون دریایی در اعماق جانت برای بازگشت روزهای سرسبزی همچنان در تلاطم است.

ای دورچاک

آنگاه که در سکوت شب غرق می شوی، ستاره هایت را چه با سخاوت به چشمان من می بخشی و راهی از فرشتگان در آسمان صاف تابستانت مرا به خود خیره می کند.

ای دورچاک

و چه خوش می نوازی روزهای داغ تابستان را،روزهای پر از آلو،پر از انگور،پر از گردو،پر از فندق و پر از ...

و چه زیبا بر سر بامهایت دانه های گیلاس و آلبالو چشمها را به خود می کشاند.

و چه زیباست صدای گاوهایت و عرعر الاغهایت و واق واق سگهایت و بع بع گوسفندانت و همهمه مردمانت و شادی کودکانت.

ای دورچاک

تو در خاک خویش مردمانی را پروراندی که خدا را در پرواز پرندگان و هوهوی باد و شرشر آب به نظاره نشستند و شبهایی را به سجده افتادند و در مجلس شمعی،چون پروانه سوختند و نام خدا را در خاکستر خویش بر آسمان وجودت پراکندند.

ای دورچاک

به راستی که چه با غرور ایستاده ای و بر صفحه روزگار در کشاکش گردش خورشید نام خویش را بر زبان کودکان بازیگوشت و از اعماق جان مادران زحمت کشت چه با شکوه فریاد می زنی!

مشاعره

زندگی لاف وفا می زندت گوش مکن

رسم زیبای زمان می زندت گوش مکن

بگیر این پند و بدارش دل خویش

تو به این های و به این هوی زمان گوش مکن.

م.یگانه

-------------------------

به مسابقه مشاعره ی ما خوش آمدید.

قانون مسابقه:هر چه می خواهد دل تنگت بگو

                    هیچ آداب و ترتیبی مجو.

 

سرویس دورچاک_چرشدره

ساعت:۷ صبح

مکان: جلوی تعاونی روستایی

تعدادی از اهالی محل برای رفتن به شالیزار چشم انتظار رسیدن ماشین بودند٬یک نفر جا داشتیم سوارش کردیم و راه افتادیم. از صحبتهایی که شد فهمیدم این مشکل هر روز و هر روز تکرار میشه و اهل محل بجز اونهایی که خودشون ماشین دارند هر روز باید اینجا بنشینند تا شاید یکی از ماشینهای محل قصد رفتن به چرشدره را داشته باشد٬ یا اینکه یکی از ماشینهای محل بالا(یوج) بیاید و اینها را با خود تا چرشدره ببرد. و هنگام عصر نیز این مشکل با وجود خستگی زیاد اهالی از کار روزانه دو چندان می شود.

حال اینکه این مشکل براحتی قابل حل می باشد و تنها کافی است که شورای محل با عقد قرارداد با یک راننده مینی بوس بومی یا غیر بومی و تنظیم برنامه زمانبندی شده این مشکل را براحتی حل نماید و خدمت مفیدی به اهل روستا برساند.

 

پدرم روزت مبارک

همیشه انسانهایی هستند که سخت و سرد در برابر احساس ها ایستاده اند اما در درونشان قلبی است پر از محبت و عشق٬ اینان مردمان روزگارند و در برابر حوادث چون کوهی استوار ایستاده و پناهگاهی برای زن و فرزندان خویش هستند.

علی(علیه السلام) با من چه ها کردی؟

به یادت شوری پا کردی

درونم با تو غوقا شد

مرا با عشق٬آشنا کردی.

(م. یگانه)

روز پدر را به همه ی پدرای مراقی زبان از جمله پدران دورچاک تبریک می گم.

بابا روُجِتْ مِبورَک